الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

729

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

بر ظاهر شود . از مجلسى ( ره ) - تأييد - راغب گويد : كفر ، در لغت پوشيدن چيزى است ، شب را كافر گويند كه اشخاص را درپوشد و زراعت كار را كافر خوانند كه دانه را در خاك نهان سازد و اين نام به خصوصِ آنها نباشد . كافور ، نام غنچه‌هاى ثمره است كه آن را نهان مىسازد و كفر و كفرانِ نعمت ، نهان كردنِ آن است در برابرِ شكر كه اظهار آن است . تا آنكه گويد : كافر يعنى ساتر و نهان‌كنندهء حق و از اين رو كافر فاسق باشد و كفرِ مطلق بزرگ‌ترين فسق است و مقصود از آن كسى است كه انكار حقّ خدا كرده و از فرمانِ او رو برتافته و هر كارِ خوبى از ايمان محسوب است چنانچه هر كارِ بدى از كفر باشد ، در بارهء مذمتِ جادو فرموده است : سليمان كافر نبود ، يعنى جادوگرى نكرد ولى شياطين بودند كه كفر ورزيدند ، يعنى جادوگرى كردند و ربا خوار را در آخر آيه ، كفّار اثيم ناميده است و ترك حج را هم كفر شناخته . از مجلسى ( ره ) - يكى از افاضل ، مغروران را چنين برشمرده است : 1 - كسانى كه از اساس حشر و نشر منكرند . 2 - كسانى كه گمان برند تهديدهاى پيغمبران براى بيم دادن است چونان كه كودكان را بترسانند و در ديگر سراى كيفرى نيست . 3 - گويد لذت‌هاى دنيا يقينى است و كيفر آخرت مورد شك است و يقين را براى شك ترك نكنند . 4 - گناه ورزد و گويد خدا غفور است و رحيم . 5 - گويد دنيا نقد است و آخرت نسيه و نقد بهتر از نسيه است . 6 - به خود و كردارش مغرور است و از آفات عمل غافل .